مــــن و تـــــنهایی

كسي كه به خاطر عشق زندگي مي كند بايد در اندوه به سر ببرد

شعر کوتاه

کسی که از صدا میگفت به لبم مهر سکوت زد

مرا بالایه بالا برد ولی سنگ سقوطم زد

چه ها گفتند و نشنیدم بدی کردند و بخشیدم

زتیغ اشکم ریخت ولی من باز خندیدم

سکوتم حرفها دارد ولی چشم و دهان بستم

========================

تو عشقایه دروغکی سزای من تنهاییه

راز این قصه فقط تو دلای خاکیه

چشام همیشه غمگین شبام همیشه سرده

اگه نباشی پیشم خنده برام یه درده

قلبم همش بیادته تا ته قصه باهاتم

دلم همش براهته تا ابد با خاطراتم

دیگه هرگز نمیذارم بکنی منو فراموش

گله ای نیست اگه رفتی من میشم با خاک هم اغوش


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 17:40  توسط   |