X
تبلیغات
مــــن و تـــــنهایی

مــــن و تـــــنهایی

كسي كه به خاطر عشق زندگي مي كند بايد در اندوه به سر ببرد

سلام

سلام بچه ها به دلایلی لج بازی یه نامردی وبلاگمو عوض کردم دیگه اینجا پست نمیذارم در وبلاگ SONLOVE.BLOGFA.COMپست جدید میذارم .رفیقایه گلم از این به بعد به اون وبلاگ سر بزنید .

ممنون عاشق تک تک شما ها هستم

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 10:11  توسط   | 

دوباره برگشتم با پست جدید

سلام بچه ها دیگه رفیقام اسرار کردن وبلاگمو بازم راه بندازم منم اولش قبول نکردم ولی دیگه نخاستم ناراحت بشن قبول کردم .

با اینکه پست ریختن تو این وبلاگ یا راه انداختنش دوباره برام سخته بلاخره ادم خاطراتشو نمیتونه فراموش کنه ولی بازم راش میندازم وبلاگمو .



تو که از اولشم جایه من یکی دیگه تویه قلبت بود

نگو به من که تو هرکاری کردی درسته نگو حقت بود

تو که از اسمم و حسم و عشقم و قلبم دلتو کندی

به چشایه منه ساده بی کس و تنها داری میخندی

همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری

بگو عاشقم نبودی تو که داری میری

به خدا همش دروغه که منو دوست داری

تو که رویه قلب من اینجوری پا میذاری

بگو این دروغ دوست داشتنیو این بارم

باز بگو بی تو میمیرم بگو دوستت دارم

من که این همه دروغ تورو باور کردم

یکدفعه دیگه بگو بگو که برمیگردم

تو که از اون همه حرفایی که به تو گفتم چیزی یادت نیست

تو که میذاری میری من اینجا میمونم باچشایه خیس

تویی که ازم گذشتن اسون واست مثل بازیچه ام

چه جوری بهم میگفتی که مثله قدیما عاشقت میشم

همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری

بگو عاشقم نبودی تو که داری میری

به خدا همش دروغه که منو دوست داری

تو که رویه قلب من اینجوری پا میذاری

بگو این دروغ دوست داشتنیو این بارم

باز بگو بی تو میمیرم بگو دوستت دارم


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 11:42  توسط   | 

بی انصاف

اگر غم هاتو از یادت نبردم

ولی پا به پاهات غصه خوردم

اگر به قول تو هیچی نداشتم

واسط از مهربونی کم نذاشتم

اگر واسه تو دلگرمی نبودم

ولی در حد سرگرمی که بودم

بی انصافی نکن تغییر کردی

منو از زنده موندن سیر کردی

ولی باز به تو حسی خاص دارم

عزیزم خب منم احساس دارم

از عشقت بی رمقشد تارو پودم

منو بر گردون اونجایی که بودم

پیشم بودی ولی مغرور بودی

بهت نزدیک بودم دور بودی

ستاره بودی اما تویه شب هام همیشه سردو سوت و کور بودی

بلاهایی سرم اوردی اما بگو من کی شکایت کرده بودم

بیا برگرد همونجوری که رفتی به بی مهریتم عادت کرده بودم

کی مثل من کنارت پا به پا بود کی با خوب و بد تو زندگی  کرد

چقدر اسون تو رفتیو ندیدی یکی پشته سرت خون گریه میکرد


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 11:36  توسط   | 

ببخش

منو ببخش به خاطرت دوباره چشمام شده خیس

یا مثل من اگه کسی به فکر دردایه تو نیس

خودت میدونی که برام از خودمم مهمتری

ببخش که هرشب از تویه فکرو خیالم میگذری

ببخش اگه هرجا میری دلم برات شور میزنه

تا بر نگردی پیش من دلواپسی ماله منه

ببخش اگه هر دفعه من تو آشتی پیش قدم میشم

مغرورم اما پیشه تو تازه خوده خودم میشم

از سر شوق عشق اشکی که رویه گونمه

ببخش میلرزه دلم وقتی سرت رو شونمه

وقتی تورو میبینمت نگام همش سمته تو

تموم ارزویه من دیدن لبخند تو

اگر دلتو میزنه حرفایه پر محبتم

دلخور نشو از دست من بزن به پایه غیرتم

صحبت رفتن که میشه بی اعتنایی میکنم

ببخش اگه محبتو از تو گدایی میکنم

ببخش اگه رویه دلم اسمه تورو هک میکنم

وقتی دلت میگیره من به بودنم شک میکنم

ببخش اگه به یاد تو پلکامو رو هم میذارم

هر شب تو رویایه منی چی کار کنم دوست دارم

وقتی که من تو خودمم اون لحظه هایه بی کسی

خودم میفهمم که عزیزم که واسه من دلواپسی

وقتی که میبینی چشام دوباره بارونی شده

چه مهربون میشی گلم وقتی میپرسی چی شده

پر از غرور دل من ولی تو بی افاده ای

تعارف نمیکنم ولی تو خیلی صاف و ساده ای

وقتی محبت میکنی غم هایه قلبم میمیره

نمیدونم چرا ولی بی خودی گریم میگیره

از سر تقصیرات من تو خیلی ساده میگذری

هر جور حساب کنم بازم تو خیلی از من بهتری

دلت شکست فدات بشم اما قسم به جونه تو

خودم با اشکام جوش میدم اون دله مهربونتو


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 13:43  توسط   | 

همیشه یکی هست

همیشه یکی هست بفهمه چی میگی غماتو ببینه

همیشه یکی هست کناره غروب غریبیت بشینه

همیشه یکی هست که از کوله بارت بگیره غبارو

چشاتو بگیره نذاره ببینی بد روزگارو

همیشه یکی با دو تا چشم معصوم هواسش بهت هست

یکی مثله آینه مثله سایه اروم هواسش بهت هست 

همیشه یه جایی که با تو بریدن که دستاتو بستن

یه جایی که دردا  با دیوار و زنجیر سر رات نشستن

همیشه یه جایی که هیچ حرفو راهی جز افسوس نداری

یه جایی که هیچی نه عشق و نه شعرو دیگه دوست نداری

یکی با یه قلبه هراصون و لرزون هواسش بهت هست

یکی مثله ابرا پریشون و گریون هواسش بهت هست

همیشه یکی با دو تا چشم معصوم هواسش بهت هست

یکی مثله آینه مثله سایه اروم هواسش بهت هست 


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 11:26  توسط   | 

حلقه

خبری ازت نبودو خیلی بی تاب تو بودم

اومدم سراغت اما پر گریه شد وجودم

خیلی دلتنگ تو بودم گل مهربونو نازم

نمیدونم چرا اینجام یا اصلا چم شده بازم

اون همه قول وقرارو اومدم یادت بیارم

اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم

اینجا گل بارون امشب چقدر این فضا غریبه

چرا من هیچی نمیگم چرا میخندم عجیبه

اخه مجبورم بخندم کسی اشکامو نبینه

حالا کو تا باورم بشه سرنوشت من همینه

به نظر میاد که امشب از قلم افتاده باشم

ارزوم بود که من امشب پیشه تو وایساده باشم

چه لباسایه قشنگی بهت میاد چقدر عزیزم

تو میخندی منم از دور دارم اشکامو میریزم

خوش سلیقه هم که بودی اره بهتر از من اونه

سر تر از منه میدونم اون که میخاستی همونه

تازه فهمیدم حسودم دست تو  تویه دست اونه

ای خدا انگاری اونم نقطه ضعفمو میدونه

حالا تو دست تو حلقه است دست اون حلقه تو دستات

یا من اشتباه میبینم یا دروغ بود همه حرفات

بله بگو عزیزم تو ازم خیری ندیدی

ارزوم بود که ببینم که تو تو رختایه سفیدی

حالا هر دومون حلقه داریم تو تویه دستت من تو چشمام

تو زدی من اما موندم زیر قولت رویه حرفات

برو خوشبخت بشی عزیزم تو ازم خیری ندیدی

ارزوم بود که ببینم که تو تو رختایه سفیدی

بله بگو گله من بگو شرشو بکن

منو زندگیه بی تو باورم نمیشه اصلا

داره سردم میشه کم کم خیسه لباسم از اشکام

همه گریه هامم کردم اشکی نمونده دیگه واسم

میزنم بیرون از اینجا بله میگی نباشم

میرم بیرون یه گوشه دست به دامن خدا شم

بله گفتی تموم شد دیگه این اخر کاره

هی میخام بگم مبارک ولی بغضم نمیذاره

هق هقم تبریک من بود من واسه تو گریه کردم

قطره قطره هایه اشکو به تو امشب هدیه کردم

دیگه چشمام نمیبینه دستمم نمینویسه

دلخوشیم همین یه نامه است گرچه اینم خیس خیسه

اخرین جمله نامه ام اینه ته وجودم

برو خوشبخت بشی عزیزم خیلی عاشق تو بودم


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 22:30  توسط   | 

سرباز ارتش

موهام تراشیده شدن ازمن خجالت نکشی

دارم میام ببینمت با این لباس ارتشی

روزایه سختمون گذشت دوسال اینو میخام

تو تک تک ثانیه ها بوی تورو میده لحظه هام

چقدر شلوغ خونتون اون کیه میخنده باهات

چرا اسمتو میگه چه نسبتی داره باهات

اون کیه دست دادی باهاش حرف منو بهش نزن

چقدر عوض شدی گلم راستی چقدر میاین بهم

دوساله هرچی شعر میگم رو پاکت سیگارمه

تور سفید رو سرت حکم طناب دارمه

الهی خوشبختت کنه اونکه رو بخت من نشست

اصلا مهم نیست واسه تو منو به زیر پاش شکست






+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 20:11  توسط   | 

عشق منو پس نزنی

این پست به خاطر رفیق گلم کیا نوشتم که سفارش کرده بود این اهنگ سامان جلیلیو بنویسم


عشق منو پس نزنی به قلب من دست نزنی

جایی که داره تو دلت به پایه هوس نزنی

یاده منو گم نکنی اسیر مردم نکنی

مجنونتو تورو خدا سر در گم نکنی

منو نذار بی خبر بیام بگن رفتی سفر

خدا نیاره بشنوم از عشق من کردی حضر

عشق منو پس نزنی به قلب من دست نزنی

جایی که داره تو دلت به پایه هوس نزنی

یاده منو گم نکنی اسیر مردم نکنی

مجنونتو تورو خدا سر در گم نکنی

از تو دلت کنده نشم عاشق بازنده نشم

ابرو دارم پیشه دل یه وقتی شرمنده نشم

اشک منو در نیاری رو احدمون پا نذاری

حیثیت عشق منو حراج چشمام نذاری

مهرمو از دل نگیری که از دل من نمیری

فقط برایه دلخوشیم بگو که بی من میمیری

از تو دلت کنده نشم عاشق بازنده نشم

ابرو دارم پیشه دل یه وقتی شرمنده نشم

اشک منو در نیاری رو احدمون پا نذاری

حیثیت عشق منو حراج چشمام نذاری

مهرمو از دل نگیری که از دل من نمیری

فقط برایه دلخوشیم بگو که بی من میمیری






+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 13:37  توسط   | 

میخام برم از پیشه تو

انگاری من زیادی ام دیگه واسه تو عادی ام

دیگه منو دوست نداری بگو واسه تو من چی ام

چرا فرق نداره بودو نبود من برات 

دیگه تموم عشقمون حرفی نمونده تو چشات

میخام برم از پیشه تو ازم نمیخای بمونم

دوسم نداری به خدا دوسم نداری میدونم

چرا برات فرق نداره بهم نمیگی که نرو

اونی که تنهات میذاره هنوز دوست داره تورو

انگاری از گذشتمون از اون دل شکستمون

چیزی یادت نمونده و دلت میخاد بگی برو

دیگه بازی بسه میرم بدونی عاشقم

دیگه تو راحتی گلم تموم من دارم میرم

میخام برم از پیشه تو ازم نمیخای بمونم

دوسم نداری به خدا دوسم نداری میدونم




+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 10:5  توسط   | 

عادت

همین خوبه که عطر تو هنوز میپیچه تو دنیا

همین خوبه که تو هستی تو این لحظه که من تنهام

مثله رویاست که دستاتو هنوز میشه نوازش کرد

که میشه تو این بن بست دوباره با تو سازش کرد

برام عادت شده اینکه تو باشی تویه هر لحظم

به این احساسه رویایی همیشه عشق میورزم

هنوزم تویه تنهایی واسه عشق تو میمیرم

تا وقتایی که دلتنگی منم بد جور دلگیرم

برام بسه که میتونم دوباره پیشه تو باشم

همون لحظه که گم میشم تو آغوش تو پیدا شم

برام عادت شده اینکه تو باشی تویه هر لحظم

به این احساسه رویایی همیشه عشق میورزم


+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 22:32  توسط   |